نمی فهمند یا رب زبانم را

مگر من با زبانی جز زبان خلق می گویم؟

صدایم،صوت ابهامی ست بر لبها

کلامم،حرف مجهولی ست بر وسعت معلوم

یا من از ناسوت

و گرداگرد من لاهوت

کین چنین بیگانه انم بر مردم این شهر....

غریبم....

همچو باران بر تن صحرا

نگاهم جستجو گر بر نگاه مهربان آشنایی هاست

در این جمع

نمی یابم نگاه مهربان آشنایی را

غریبم....

همچو اخگر در دل دریا

نمیفهمند یا رب زبانم را...