آرزوهایت بلند بود
دست های من کوتاه
تو نردبان خواسته بودی
من صندلی بودم
با این همه
فراموشم مکن
وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای
و به ما فکر می کنی
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 15:38 توسط ترنم باران
|
همه باهم